به گزارش شهرآرانیوز، مصطفی بیومی، ستوننویس بخش آمریکای روزنامه گاردین در گزارشی نوشت که روز پنجشنبه ۲۳ ژوئیه، پس از هفتهها تشدید حملات میان ایالات متحده و ایران، دونالد ترامپ به خبرنگاری گفت که ایران هنوز «بهاندازه کافی درد نکشیده است» و تهدیدی را مطرح کرد. او هشدار داد: «من در حال بررسی یک حمله عظیم هستم؛ بزرگتر از هر زمان دیگری. به تصمیمگیری نهایی نزدیک شدهام.» سپس، روز دوشنبه ۲۷ ژوئیه، از این تصمیم منصرف شد.
چند روز بعد، در روز جمعه ۳۱ ژوئیه، ترامپ گفت: «ما ضربات بسیار سختی به آنها خواهیم زد. بالاخره زمانی میرسد که آنها خواهند گفت: دیگر تاب و تحملش را نداریم.» این بار، تنها یک روز طول کشید تا او از موضع خود عقبنشینی کند؛ و باز هم ماجرا تکرار میشود.
از زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه جدیدترین جنگ خود علیه ایران را آغاز کردند، مردم جهان شاهد نوسانات رفتاری دونالد ترامپ قبال ایران بودهاند. این ماجرا در ۲۱ مارس آغاز شد؛ زمانی که ترامپ تهدید کرد اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند، نیروگاههای برق آن را هدف قرار خواهد داد (اقدامی که در واقع جنایت جنگی محسوب میشود). او اجرای آن طرح را پنج روز و سپس ۱۰ روز دیگر به تعویق انداخت تا اینکه تهدید بعدی خود را مطرح کرد.
این ماجرا مربوط به ۷ آوریل بود؛ زمانی که او نوشت: «امشب یک تمدن کامل نابود خواهد شد و هرگز دیگر احیا نخواهد شد.» تنها ۱۰ ساعت بعد، او از آن تهدید (نسلکشی) عقبنشینی کرد.
همچنین ترامپ در ۱۷ مه نوشت: «برای ایران، زمان به سرعت در حال سپری شدن است و بهتر است هرچه سریعتر دستبهکار شوند، وگرنه دیگر چیزی از آنها باقی نخواهد ماند. وقت بسیار تنگ است!» در ۱۸ مه نیز نوشت که رهبران کشورهای حوزه خلیج فارس از او خواستهاند تا «حمله نظامی برنامهریزیشده علیه جمهوری اسلامی ایران را که قرار بود فردا انجام شود، به تعویق بیندازد.»
این رویکرد همانقدر که بچگانه به نظر میرسد، ملالآور نیز هست؛ مدام تهدیدی مطرح میشود و اندکی بعد، در تلاشی شرمآور برای حفظ ظاهر، از آن عقبنشینی صورت میگیرد. بیایید نام واقعیاش را بر آن بگذاریم: دیپلماسیِ کودکستانی.
ظاهراً ترامپ این شیوه را یک استراتژی میداند. تنها میتوان حدس زد که او امیدوار است این کار به آن آتشافروزیِ فاجعهباری که خود و بنیامین نتانیاهو آغازگرش بودند، پایان دهد. این جنگ شکستی بزرگ محسوب میشود و محبوبیت او و همچنین سلطه منطقهای آمریکا در خاورمیانه را به شدت کاهش داده است. آنچه آشکار است اینکه ترامپ هیچ ایدهای درباره چگونگی خروج از جنگی که اصلاً نباید آغاز میشد، ندارد.
هنگام اتخاذ تصمیمات دشوار به رهبری نیاز است، اما ترامپ فاقد چنین ارادهای است. در عوض، به نظر میرسد او عمدتاً تحت تأثیر آخرین فردی که با او صحبت کرده، اظهارنظر میکند. طبق گزارشها، وقتی نتانیاهو در ۲۱ ژوئیه در دفتر بیضیشکل کاخ سفید با ترامپ دیدار کرد، سه گزینه را برای جنگ با او در میان گذاشت؛ گزینههایی که یک مقام ارشد اسرائیلی برای رویترز اینگونه توصیف کرد: «توافق مبتنی بر مذاکره، ادامه محاصره و فشارهای اقتصادی، و یک حمله گسترده». فراموش نکنیم که نتانیاهو در ماه فوریه به متقاعد کردن ترامپ برای آغاز این جنگ کمک کرده بود.
دو روز بعد، ترامپ تهدید به انجام حملهای گسترده کرد (سپس آن را لغو کرد و دوباره تهدیدش را تکرار کرد). وقتی تهدید رئیسجمهور دوباره مطرح شد، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در اول اوت با ترامپ تماس گرفت تا خواستار کاهش تنش شود. حدس بزنید چه شد؟ همانطور که انتظار میرفت، ترامپ بار دیگر عقبنشینی کرد.
نیکسون «نظریه مرد دیوانه» را داشت؛ راهبردی که در آن میکوشید با القای تصویری از خود به عنوان فردی بیثبات و غیرمنطقی، اتحاد جماهیر شوروی را بترساند و به دادن امتیاز واردار کند. ترامپ نیز، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، در حال تبدیل «تردید و دودلی» به دکترین ریاستجمهوری خود است.
چنین تردیدی احتمالاً تا حدی بازتابدهنده میل پایانناپذیر ترامپ برای جلب رضایت افراد بانفوذِ پیرامونش است. به گمان من، آن نیاز عمیق ترامپ به محبوب بودن نزد کسانی که آنها را قدرتمند یا پرطرفدار میپندارد (مانند ماجرای دیدار ترامپ با زهران ممدانی)، اغلب دستکم گرفته میشود. اما دلایل دیگری نیز در پسِ این تردیدِ ترامپ نهفته است.
این دولت قادر به اتخاذ هیچیک از تصمیمات ضروری در قبال ایران نیست؛ چرا که مسئله ایران، دولت را همگام با پایگاه رأی «ماگا» (MAGA) و بدنه کلی حزب جمهوریخواه، همچون اصابت صاعقه، دچار شکاف و دودستگی کرده است. در حلقه نزدیکان رئیسجمهور، «جیدی ونس»، معاون او، بیش از همه نسبت به این جنگ نگاهی تردیدآمیز داشته است. گفته میشود ونس که همواره تحولات سیاسی را زیر نظر دارد، با دقتِ تمام، انتقادات فزاینده جناح راست از اسرائیل را که تا حدی ناشی از همین جنگ است، رصد میکند.
ونس در اواسط ماه ژوئیه در پادکست پرطرفدار «تجربه جو روگان» (The Joe Rogan Experience) حضور یافت و مدعی شد که کارزاری از سوی دولت اسرائیل برای جهتدهی به افکار عمومی آمریکا پیرامون این جنگ در جریان است. ونس گفت: ما بیهیچ تردیدی میدانیم که افرادی در درون سیستم آنها وجود دارند که در حال دستکاری و تلاش برای تغییر افکار عمومی آمریکا هستند تا جنگ را بهطور نامحدود ادامه دهند؛ نه در راستای دستیابی به هدفی مشخص، بلکه صرفاً به شکلی بیپایان.
در مقابل، مارکو روبیو که همواره یار وفادار ترامپ بوده است، به لارا ترامپ در شبکه فاکسنیوز ادعا کرد که ایران «هرگز با رئیسجمهوری همچون ترامپ مواجه نشده است؛ کسی که واقعاً دست به اقدام میزند».
به گزارش «اسرائیل هیوم»، جرد کوشنر، داماد و مذاکرهکننده آمریکایی (به همراه ونس و همکار مذاکرهکنندهشان استیو ویتکاف)، طرفدار کاهش تنش است تا از این طریق قیمت بنزین پایین بیاید و خطر متوجه نیروهای مسلح آمریکا محدود شود؛ اما این وضعیت تنها تا پس از انتخابات میاندورهای ادامه خواهد داشت، چرا که پس از آن ممکن است جنگ دوباره شدت بگیرد.
ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش که در ابتدا به رئیسجمهور توصیه کرده بود وارد جنگ نشود، اکنون هشدار میدهد که به دلیل جنگ، ذخایر موشکهای رهگیر پدافند هوایی به شکلی خطرناک کاهش یافته و این امر مردان و زنان ارتش آمریکا را در معرض خطر بیشتری قرار داده است.
در همین حال، تفاهمنامهای که ایالات متحده در ماه ژوئن با ایران امضا کرد، مورد مخالفت شدید جمهوریخواهان قرار گرفته است، به طوری که سناتور بیل کسیدی از ایالت لوئیزیانا آن را بدترین اشتباه سیاست خارجی در دهههای اخیر خواند. حتی وفاداران ترامپ مانند تد کروز، سناتور تگزاس، از این تفاهمنامه انتقاد کردند و گفتند: «رئیسجمهور در مورد این توافق توصیههای بسیار ضعیفی دریافت میکند.» و طبق نظرسنجی پولیتیکو، وفاداران به ماگا نسبت به جنگ سرد شدهاند و تنها حدود یک سوم از رأیدهندگانشان معتقدند که این جنگ ارزش هزینههای اقتصادی را دارد.
به این موارد، این واقعیت را اضافه کنید که سیانان اکنون گزارش میدهد که رهبری نظامی ایالات متحده اساساً در مورد چگونگی برخورد با ایران در این مرحله ایدهای ندارد و از طریق ایمیلی از نوع «جمعسپاری» که برای گروهی از تحلیلگران نظامی ارسال شده است، «راههای خلاقانه و غیرمتعارف جدیدی برای فشار و تنبیه ایران» درخواست میکند. این گزارش همچنین توضیح میدهد که ترامپ «در حال بررسی حملاتی شبیه به «نمایش آتشبازی» بوده است» که نشاندهنده یک پیروزی نمادین است که به او اجازه میدهد بدون دستیابی به حتی یکی از اهداف اولیه خود، از جنگ خارج شود.
هدایت امور در میان طوفانهای تصمیمگیریهای سیاسی، کاری است که رؤسای جمهور همواره باید انجام دهند. پس از فاجعهای همچون جنگ ایران که با تصمیمی هولناک آغاز شد و آسیبهای غیرضروری بسیاری به مردم منطقه وارد کرد سرانجام باید تصمیمی شجاعانه اتخاذ شود؛ هرچند آن تصمیم برای ملت یا رهبران کشور دردناک باشد. رئیسجمهوری مسئولیتپذیر، حتی در شرایط دشوار، چنین انتخابی را انجام میدهد و دلایل آن را برای ملت تشریح میکند.
متأسفانه ما از رهبرانی جدی بیبهرهایم و در نتیجه، گرفتار دیپلماسیِ در حدِ مهدکودک شدهایم.